احمد احمدى بيرجندى و سيد على نقوى زاده
14
مدايح رضوى در شعر فارسى ( فارسي )
ذبيح اللّه صفا ، تاريخ ادبيات در ايران ، ج 2 ، ص 194 - 195 ) . در كنار اين دلباختگان حقيقت و پروانههاى سوخته بال شمع فضيلت ، شاعران دنيا دار و زر و زور پرستان شكمباره و آزمند نيز بودند كه به مدح سلفگان پست فطرت مىپرداختند و سخنانى رنگين ، اما دور از حقيقت به نظم مىآوردند و آبروى فقر و قناعت را مىبردند . در همين جا ، بيان اين نكته ضرورت دارد كه مدح و ستايش بزرگان دين و تقوا به معنى تملق و چاپلوسى ، از نوع مدايحى كه برخى شاعران دربارهء سلاطين جور و اعوان ظلمه و ستمگران خون آشام تاريخ گفتهاند ، نيست ، زيرا ستودن افرادى غير از صاحبان فضيلت و تقوا و راهيان ديار حق و حقيقت در اسلام ، سخت نكوهيده است . دليل اين مدعا احاديثى است كه از پيشوايان عاليقدر ما روايت شده است ، از جمله ، رسول اكرم ( ص ) مىفرمايد : « اذا مدح الفاجر اهتزّ العرش و غضب الربّ » . يعنى : هنگامى كه فرد بدكارهء پليدى ستوده شود عرش خدا به لرزه درآيد و پروردگار خشمگين شود » 3779845 خ 0 7 خ . و نيز در حديث نبوى ( ص ) آمده است : « احثّوا فى وجوه المدّاحين التراب » 4779845 خ 0 8 خ يعنى : « به چهرههاى ستايشگران متملق خاك بريزيد » . شاعران متعهد اسلامى از آغاز سعى داشتند مداح ستمگران و سفلگان نباشند ، اما با تأسف بسيار ، در طول تاريخ ادب فارسى و عربى ، شاعرانى سفله يا غافل پيدا شدند كه براى تحصيل درهم و دينار بيشتر و جاه و مقام و يا زخارف دنيوى از عزت نفس و والائى مقام انسانى خود بگذرند و ستايشگر پست فطرتان ستمگر باشند . اينان از غفلت در نيامده به خواب ابدى فرو رفتند . شگفت آنكه در دواوين شاعرانى كه سفله ستا و مداح اهل زور و زر بودهاند نيز قصايدى در ستايش رسول اكرم ( ص ) و امامان معصوم ( ع ) و اولياء حق ديده مىشود . بيقين اگر اينان مدايح اهل جور و ستم را به حكم وضع خاص زمان و اضطرار و يا برآوردن نيازهاى مادى سرودهاند ، در ستايش رسول گرامى ( ص ) و اهل بيت عصمت ( ع ) انگيزهاى جز ستودن صفات و الا و تعظيم در برابر فضايل انكار ناپذير آن بزرگواران و كسب مثوبات اخروى و شفاعت و نجات نداشتهاند .